تبلیغات
جمله هایی از بزرگان - گنجشک
 
جمله هایی از بزرگان
این منم سلام :)
سه شنبه 17 شهریور 1388 :: نویسنده : میم

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لب هایش دوختند.گنجشک هیچ نگفت.و خدا لب به سخن گشود.با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.گنجشک گفت:لانه کوچکی داشتم.آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی.این توفان بی موقع چه بود؟چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟و سنگینی بغضی راه را بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد.فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود
!!!
خدا گفت:و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو تدانسته به دشمنی ام برخاستی
.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد

منبع: خانم عرفان نظر اهاری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 20:27
Howdy, I think your website may be having web browser compatibility issues.
When I take a look at your site in Safari, it looks fine however when opening in I.E., it has some overlapping
issues. I just wanted to provide you with a quick heads up!

Other than that, fantastic website!
چهارشنبه 1 شهریور 1396 13:48
Greetings from Colorado! I'm bored to tears at work
so I decided to check out your website on my iphone during lunch break.
I really like the info you present here and can't wait to take a look when I get home.
I'm surprised at how quick your blog loaded on my phone .. I'm not even using WIFI,
just 3G .. Anyhow, great site!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 18:06
It's difficult to find experienced people in this particular topic,
but you seem like you know what you're talking about!
Thanks
جمعه 3 مهر 1388 20:31
اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
شنبه 28 شهریور 1388 21:21
من با یه آه بلند آپم
یا علی
جمعه 27 شهریور 1388 14:20
کوه چون تنها بود سنگ شد یا چون تنها بود سنگ شد....من که نه سنگ بودم نه کوه چرا تنها شدم؟
یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه/یک روز رسد نشاط به اندازه ی دشت / افسان زندگی چنین است/در سایه ی کوه باید از دشت گذشت
پنجشنبه 26 شهریور 1388 11:05
سلام میم عزیز...مطالبتو خیلی دلنشین..و عكسها واقعا زیبا و پر محتواست...میتونم از عكسهاتون گاهی برای وبلاگم استفاده كنم ؟
و با اجازه لینكتون میكنم
میم بله حتما .این عکس ها که متعلق به من نیست من هم از سایت ها بر می دارم .
چهارشنبه 25 شهریور 1388 19:59


ممنون از لینک و نظر لطفتان !
به روز کردید لطفا خبرم کنید .

چهارشنبه 25 شهریور 1388 13:19


سلام :
ممنون از اینکه به وبلاگ خودتان ژرفــــــــــــــــــا سر زدید .
من با تبادل لینک حرفی ندارم .
لینک شما در ژرفـــــــــــــــــا ثبت شد .
شما هم لطفا ژرفا را به صورت :
ژرفــــــــــــــــــــا لینک بفرمایید .
پیشاپیش از شما ممنونم .
روزگارتان خوش .


چهارشنبه 25 شهریور 1388 12:35
سلام دوسته خوبم خوبی؟
نه بابا ناراحتی چیه؟درسته کوچولو ام ولی من خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی لا جنبم!
i love u
چهارشنبه 25 شهریور 1388 01:03
سلام!
بیا ببین خدا چه طوری با طوفان محبتش خونم رو خراب کرده
دوشنبه 23 شهریور 1388 13:29
سلام خوبی؟ مرسی از نظرت اگر خواستی و مایل بودی من جوابت رو دادم البته همش شوخیه ها ناراحت نشیا!
دوشنبه 23 شهریور 1388 06:26
oh midoonam chi migin!!
khob in ghaleb chetore?

http://www.persianweblog.ir/mb/temp/aseman/mb.htm


az persianweblog.com hast, age bekhayn kodesho mifrestam baratoon :D
ya mitoonam say konam yeki doros konam, vali shayad tool bekeshe
:D


rooz khosh!
دوشنبه 23 شهریور 1388 03:21
بازم سلام

ممنون از حضور گرمتون و اظهار لطف زیباتون

جبر یا اختیار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زندگی آدمی از روی جبره یا از روی اختیار ؟؟

این که میگ سرنوشت واسمون اینو رقم زده ...

رو پیشونیش اینو نوشتن ...

قسمت این بود که این طوری بشه ...

و هزار و یک حرف دیگه

به نظر شما کدوم درسته ؟

یه شعر در همین مورد واستون گذاشتم

شعرو بخونید و نظر بدبد

آپم

قدم رنجه کنید و قدم رو چشام بذارین

منتظر نفس های گرمتون هستم

موفق باشید

یا علی مدد
شنبه 21 شهریور 1388 19:09
inja nemishe ferestad mige kheili toolanie!
شنبه 21 شهریور 1388 19:07
سلام دوست عزیز! خوبی؟
اون قالب رو میخواستین ؟ اگه میخوایین آیدی بدین تا اد کنم یا همین جا توی کامنت ها میذارم اگه بخوایین :)
شاد باشی .

وانیل!
شنبه 21 شهریور 1388 15:38
سلام دوسته خوبم خوبی؟از کلوز با هزار بدبختی تونستم بالاخره عکس بگیرم ان شاالله فردا پس فردا می ذارم تو وبم قالبمو عوض کردم خوش حال می شم نظرتو راجع بهش بدونم دوسته خوبم
شنبه 21 شهریور 1388 11:04
سلام
خیلی وبلاگت زیباست اما یه بویی میده می دونی چه بویی ،بوی امید ،بوی زندگی ،بوی خوشبختی و...
عکس های وبت فوق العاداست میشه بهم بگی از کجا آپلود می کنی ؟؟؟؟
به من سر بزن منتظرم!!
جمعه 20 شهریور 1388 14:49
جمعه 20 شهریور 1388 13:45
سلام خوبی؟من و کلوز هم خوبیم مگه این کلوز می ذاره ازش عکس بگیرم؟ اون عکس هایی هم که گذاشتم ماله اوایل که کلوز رو گرفته بودم و یکم اروم تر از الانش بودولی چشم حتما یه روز یه عکس دسته جمعی از خاندان کلوزیان در فامیل یه عکس می گیرم!
میم سلام ممنون خدا رو شکر.
باشه اذیتش نکن ولی اگه تونستی ازش عکس بگیر
:)
جمعه 20 شهریور 1388 12:17
سلام دوستم...
روحمو جلا دادی با این متن زیبا.
از متن های عرفان نظر آهاری ست آیا؟
کارهاشو دوست دارم.
انتخاب عکست هم مثل همیشه عالیه :)

موفق باشی.
میم سلام هنرمند عزیز
متاسفانه نمی دونم وگرنه می نوشتم منبع رو .
پنجشنبه 19 شهریور 1388 21:26
وبلاگت خیلی خوب و آرومه!
لینکت کردم
یا علی
پنجشنبه 19 شهریور 1388 13:49
سلام.
روایت جالبی روایت کسایی که به خدا بابت مشکلاتشون شکایت می برند ولی نمی دونند که خدا کاری رو بدون حکمت نمی کنه.
به قول یک بزرگی : وقتی خدا از روی حکمت دری رو می بنده بعضی ها چنان به در بسته خیره می مونند که درهای دیگه ای که خدا باز کرده رو نمی بینند.
میم سلام
بله به قول دکتر ازمندیان:خدا گر به حکمت ببندد دری به رحمت گشاید در بهتری.
چهارشنبه 18 شهریور 1388 19:35
سلام میم لینکت کردم.
چهارشنبه 18 شهریور 1388 15:36
ایلیا پسرمه 5 سالشه
چهارشنبه 18 شهریور 1388 14:30
ممنون برای لینک
محتاجیم به دعا
سه شنبه 17 شهریور 1388 21:03
سلام دوست عزیز
فوق الاده قشنگ بود.

موفق باشی


http://zibazehn.mihanblog.com/
سه شنبه 17 شهریور 1388 19:12
سه شنبه 17 شهریور 1388 17:02
سلام...
خدایا,کی من اندازه اون گنجشک می فهمم؟
مرتبی و تمیزی در وبلاگ شما آدم و مجبور می کنه که تمیزتر فکر کنه...
سه شنبه 17 شهریور 1388 15:42
سلام سلام سلام خوبی؟نه همه ی فامیل هامون از وقتی من و کلوز رو دیدن راغب به خریداری همستر شدن!اخه من و کلوز خیلی جذابیم!
اره خدا همیشه به فکر ماست و هر اتفاقی می افته به صلاح خودمونه
راستی مرسی که بهم خبر دادی! کلی ذوق زدم!من از همه ی حیوونا خوشم میاد چه چرنده و پرنده و خزنده و ...... کلوزه من خیلی هم تمیزه تازشم هر 5 سال یک لار می ره حموم!
موفق باشی دوسته گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به نام حضرت دوست که هرچه دارم ازاوست .
سلام
میم : من همیشه دوست دارم درمورد چیزهای خوب وامیدوار کننده صحبت کنم ویکی ازاهداف این بلاگ هم همینه.چون هنوز توی این دنیاچیزهای زیادی برای امیدواربودن وارامش داشتن وموفق بودن وجود داره.من قرار نبودتوی این بلاگ بنویسم وفقط می خواستم کارمفیدی هرچند کوچیک کرده باشم!امید که درانجام این مهم موفق باشم وامید که انسان هابه قابلیت هاشون پی ببرن .ودراخر این که خوش حالم میکنید اگه عقایدتون رودرباره ی این جملات زیبا بنویسید .در ضمن پاسخ نظرتان را می توانید در قسمت نظرات ملاحظه کنید.باسپاس فراوان.

نون : سلام من نویسنده جدید هستم و از این به بعد اینجا پست میذارم :)
*** خدایا به امید تو.. نه به امید خلق روزگار ***
درون فروماندگان شاد کن....ز روز فروماندگی یاد کن :) شـــاد باشید ♥

مدیر وبلاگ : میم
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ چه قدر در شما تاثیر گذاشته است؟







مطالب این وبلاگ چه قدر در شما تاثیر گذاشته است؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :